تبليغاتX
پیرامون نظریه بازی ها ( GAME THEORY )

پیرامون نظریه بازی ها ( GAME THEORY )

بازي فعاليتي منطقي است در پاسخ به تعاملهاي رقابتي

ملاكهاي تصميم در نظريه بازيها

 

در ادامه بحث مربوط به توانمندي (competence ) در مديريت استراتژيك پيش از پرداختن به  به بخش دوم swot 2 يعني نقاط ضعف ( weaknesses ) بايستي به معرفي ملاكهاي تصميم گيري كه دلالت بر اندركنش تصميم هاي استراتژيست  با تصميم ها و استراتژي حريف دارد بپردازيم :

1-    ملاك مينيماكس:   

پيشامدها و پديده هاي متفاوتي مي تواند در آينده با احتمالات مختلفي حادث گردد كه توسط تصميم ساز برآورد مي شود.(محتمل بودن وقوع پيشامدها و تصادفي بودن آن هيچگاه منافاتي با منطقي بودن آنها ندارد ) هر تصميمي به نتايج متفاوتي منتهي مي گردد كه ارزش آماري هر نتيجه عبارت است از حاصلضرب ارزش آن در احتمال چيدمان پيشامدها و پديده هايي كه آن نتيجه را مي سازند.

ماهيت پيشامدها و پديده ها :

 پيشامدها و پديده ها نيز به نوبه خود محصول كنش يا واكنش تصميم گيرندگان ديگري (حتي طبيعت ) است كه در بازي حضور دارند. كلاف پيچيده اي شد !!!

تابع مخاطره:

اميد زياني كه بر اثر استراتژيهاي مختلف حريفان ( مثلا طبيعت ) از توابع تصميم استراتژيست حاصل مي شود .

كمي ساده تر :

استراتژيست تصميمي مي گيرد ، حريف نيز تصميم ميگيرد ( حالا اين تصميم ها تابع تحليلها و اطلاعاتي است كاري نداريم ) ، ارزش ( سود يا زيان ) نتيجه شده از اين تركيب تصميم ها در احتمال شكل گيري اين تركيب را تابع مخاطره مي گويند . پس به ازاء هر تركيبي يك تابع مخاطره داريم و اين توابع مخاطره غالبا براي استراتژيست قابل مقايسه و اصطلاحا سبك ، سنگين كردن است و همچنين اين تابع مي تواند با توجه به هريك از چهار حالت برد _ برد ، باخت _ باخت ، برد _ باخت يا باخت _ برد داراي مقادير متنوعي باشد . مثلا زمانيكه صحبت از چند گنج باشد و چند نقشه گنج نيز موجود باشد ، اعتبار هر نقشه ، پارامتر احتمال تصميم جهت جستجو و ارزش هرگنج ارزش هرانتخاب در بازي است . بنابراين با انتخاب هر يك از نقشه ها اگر هم گنجي يافت شود بر حسب اينكه در چه محدوده اي اعتبار نقشه تعريف شود و مقدار گنج چقدر باشد ارزش برد متفاوت خواهدبود .

ملاك مينيماكس

 در تصميم سازي زمان تعيين كننده است لذا بايستي از جدول بزرگ ماتريس تصميمها ( استراتژيها ) يك تركيب استخراج شود . اين تركيب حاصل تعامل بازيكن با حريف يا حريفان اوست . ملاك مينيماكس تركيبي را در تصميم گيري ملاك قرار مي دهدكه تابع مخاطره آن به ازاء تصميم بازيكن ماكسيسم ولي به ازاء تصميم حريف مي نيمم گردد. ساده تر اينكه در بازي براي هر بازيكن تصميمي ملاك است كه بهترين نتيجه را برايش در برداشته باشد كه مسلما با توجه به اينكه بازي جنگ محدوديتهاست براي بازيكن حريف حداقل ارزش را خواهد داشت .

مثال جالب : در بازي شطرنج به بن بستي رسيده ايد كه بعد از حركت شما حريف مي تواند يكي از مهره هاي شما را حذف كند . براي انجام حركت ، ملاك مينيماكس به شما توصيه مي كند كم ارزش ترين مهره ممكن را قرباني كنيد ( در نتيجه حريف نيز در مقابل اين تصميم و در صورت بهترين حركتش باز هم كمترين سود ممكن را از حذف مهره شما خواهد برد و شما بيشترين سود را در نتيجه نجات از تنگنا برده ايد).

2-    ملاك بيزي :

توجه كنيد در ملاك مينيماكس باز تصميم حريف بر شكل گيري تركيب بهينه مؤثر است. چگونه تابع مخاطره را از تصميم حريف مستقل نماييم ؟

كافي است در تابع مخاطره ضرايب جملاتي كه شامل تصميم هاي حريف است صفر كنيم ( واقعا كه در تحليل هاي رياضي روي كاغذ چه ساده مي توان حريف را كنار زد !!!).

ملاك بيزي بيان مي دارد كه شما تصميمي را گرفته ايد و حريف مي تواند دو ( يا چند ) تصميم در واكنش به تصميم شما با احتمال p و 1-p اتخاذ نمايد كه دو تابع مخاطره با مقادير مختلف خواهد بود. كافي است شما بتوانيد بر اين احتمال ( به عنوان يك ضريب ) تاثير بگذاريد و آن را كه تابع مخاطره بيزي را ماكزيمم ميكند صفر نماييد.

ظاهرا ملاك بيزي كمي زيركانه تر و شايد ناجوانمردانه تر جلوه مي كند.

مثال جالب اول :

وقتي براي كودك خود مي خواهيد اسباب بازي بخريد و ميدانيد كه كودك شما هميشه گزينه دومي كه بيان مي كنيد انتخاب مي نمايد چه مي كنيد ؟ آيا اسباب بازي ارزان قيمت را در گزينه دوم بيان نمي كنيد ؟ اين يعني ملاك بيزي.

مثال جالب دوم :

كارفرمايي به كارگران خود دو پيشنهاد مطرح مي كند : آيا مي خواهيد امروز نيمي از حقوق خود را دريافت كنيد يا هفته آينده تمامي حقوق خود را ؟ به نظر شما كارگران چه پاسخي مي دهند ؟ كمي از ملاك بيزي پيشرفته تر شد نه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آبان1384ساعت 22:31  توسط افشین حقيقي   | 

swot 1

 

Strenghents ( قوت ها ) : شناخت دقيق و بدون اغراق نسبت به توانمنديهايي که در چارچوب تحت مديريت و تصميم سازی يک استراتژيست وجود دارد به او اين امکان را مي دهد که در رابطه با مخاطرات ريسکها و بهره برداري از فرصتها بر آورد مناسبي از مقدار مورد انتظار پيروزي خود داشته باشد. اين توانمنديها مي تواند هر مشخصه رفتاري يا ذهنی يا شخصيتی باشد و هر چه از فرد به گروه گرايش يابيم مفهوم توانمندی پيچيده تر و عناصر معرف ( منابع مختلف سازمان , انعطاف پذيری , سطح تخصصی , ...)  گسترده تر می گردد.لذا يک استراتژيست :

الف) شرکت در هر گونه بازي را هوشيارانه انتخاب مي کند.

ب ) در پذيرش قرارداد هاي بازي بر مزيتهاي رقابتي خود تکيه کرده و از قوانيني که امکان دستيابي به استراتژي برتر را مقدور نسازد ,احتراز مي نمايد. اين به معنای ريسک نمودن واقعی است .  جسارتهای ناآگاهانه و بدون پشتوانه توانمنديها ( نقاط قوت) منجر به انتحار می گردد. در بازيهای بازار , قانونی که بتوان بر اساس آن رويه ای جهت برد را تدوين نمود وجود ندارد. مفاهيم رقابت و حسابگري حريفان هر گونه قانون ثابتی را در برد منتفی می سازد و نمی تواند اعتبار آن را در گستره زمانها و مکانهای متفاوت تضمين نمايد.

ج) بازيهايي را بر اساس توانمنديهاي خود ( يا سازمان خود ) تدارک مي بيند به ويژه هنگاميکه اين امتياز به صورت يک بازي مجموع صفر براي رقبا تمام شود. لازم است بدانيم چيدمان پيشامدها به خودی خود پيروزی را تضمين ننموده و حتی ضريب دستيابی را افزايش نمی دهد بلکه اين هوشياری يک مدير استراتژيست است که در موقعيتی باچيدمان بهينه پيشامدها بازی هوشيارانه ای را با بهره گيری از ابزارها و توانمنديهای خويش تدارک می بيند و مديريت می نمايد. به ويژه در شرايطی که بازي به تمام معنا به برد با کسب تمامی امتيازها و يا باختی به شکل ورشکستگی منتهی گردد , بازی پيچيده شده و اداره بازی اهميت فوق العاده ای می يابد.

د) تحليل درستي از مقادير مورد انتظار سود ( بهره , نفع , امتياز) دارد. بدين شکل که ارزش هر سهم به ازاء احتمال دستيابي منتج به گستره اي از استراتژيهاي برتر می گردد که اتخاذ هر استراتژی , منجر به شانسهاي مختلفی شده و گاهی قادر است اهداف کلان فعاليتها را تغيير دهد ( پس در برابر هدفها مقاومت نکنيد) و اوليه ترين اصول پذيرفته شده ( مثل اصول اخلاقی) را دستخوش تحول سازد و مسلما سمت و سوي آن را توانمنديها ( نقاط قوت ) تعيين مي نمايد. به عبارتی برای خوب بودن بايستی توان پرداخت هزينه آن وجود داشته باشد.( شايد به اين ترتيب بتوان متخلفان را رديابی کرد.)

به طور مثال فيزيولوژيک هر ورزشکار نقش تعيين کننده اي در دستيابي وي به قهرماني در شاخه خاصي از ورزش دارد که شايد اين امکان در رشته ورزشي ديگري به صورت همزمان و تحت شرايطي نسبتا برابر وجود نداشته باشد. در صورتيکه اين انتخاب رشته جهت قهرمانی با توانمنديهای جسمي و روحي ورزشکار تناسب نداشته باشد برای رسيدن به قهرمانی, دوپينگ اجتناب ناپذير است.

ه) انتخاب حريف و رقيب و تغيير موضع در قبال رقبا و حريفان در هر دور از بازي منوط به آگاهي از همترازي توانمنديها دارد . به عبارتي مي توان گفت سطح هر بازي را مي توان با آگاهي از توانمنديها انتخاب نمود که اين گزينشها با تغيير در قرارداد بازي و سطح بازيکان ( حريفان و رقبا) و در نتيجه منافع بازي همراه خواهد بود .

در صورتيکه به دنبال ارتقاء پست سازماني هستيد مراقب سه گروه باشيد : يکي پرسنل دون پايه اي که   به دنبال تصاحب پست شما هستند و ديگر همرديفان که جهت دستيابي به فرصت ارتقاء جسارت اتخاذ هر استراتژي ناجوانمردانه اي را دارا هستند و سوم پرسنل ارشدي که تحت هر استراتژي خودخواهانه اي که شما انتخاب نماييد حاضر به واگذاري پست خود نيستند و در بازی پست خود به اندازه کافي تجربه و تبحردارند. پس در يک زمان درگير بازيهايي پيچيده اي مي شويد که بايستي متناسب با هر بازي  استراتژيهاي ماکسيمين و مينيماکس و اختلاطي را براي هر گروه از بازيکنان حريف اتخاذ نماييد و باز هم اين توانمنديهای شماست که سرنوشت بازی را مشخص می نمايد. دشوار اما شدنی!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آبان1384ساعت 20:41  توسط افشین حقيقي   | 

 بر هم کنشهای گزینه های انسانها در کلونی به نام جامعه  کلاف پیچیده ای است که بستگی به شرایط و موقعیتهای زیر دارد :

۱- محدودیت منابع که درجه رقابت را مشخص می کند .

۲- شکل امتیاز و سطح منافع که وابستگی نزدیکی با شخصیت ( هوش و خلاقیت و انگیزه ) هر همشهری در ورود به عرصه بازی دارد (اشراف و گدایان ) .

۳- قوانین که پیش زمینه استراتژی ها است و تا حدودی وضعیتهای قابل پیش بینی فراهم نموده و یا جریان بازی را شکل می دهد (نظام و ایدئولوژی قانونگزار)

۴- سطح اطلاعات بازی و ارزش اطلاعات که بر سرنوشت بازی و بر  شرایط رو باز یا پشت پرده آن تاثیر به سزایی دارد (قیمت رانت و هزینه نادانی)

۵- نحوه اختصاص امتیاز که ویژگیهای گروه های همگون را از نظر اشتراک منافع مشخص می کند.

۶- توجه به این مطلب که در حوزه منافع و مضار هیچ واقعه ای اتفاقی نیست و بایستی حریف را شناسایی کرد .

۷- شناخت حریف به عنوان بالاترین اقدام جهت اتخاذ استراتژی از ردیابی منافع آغاز می گردد( پرسش معروف چه کسی از این مسئله سود می برد )

کمی اصطلاحات آشنا هستند . کمی هم پراکنده گویی شد . با پوزش برای نوشته بعدی متن را از قبل آماده خواهم کرد . فقط جهت به روز سازی اشاره هایی را تقدیم کردم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آبان1384ساعت 23:59  توسط افشین حقيقي   |