تبليغاتX
پیرامون نظریه بازی ها ( GAME THEORY )

پیرامون نظریه بازی ها ( GAME THEORY )

بازي فعاليتي منطقي است در پاسخ به تعاملهاي رقابتي

تقابل اراده ها , جنگ بي پايان استراتژيها

زندگي انسان, بازي پيوسته اي است و اندرکشهاي وي با طبيعت و جامعه , آميزه اي از همزيستها و رقابتها  , همکاريها و تقلبها است. اراده ها خلق مي شوند و هر يک  آبستن چالشي هستند که گاه سر چشمه در تنشهاي جانفرساي نيازي فروخورده داشته يا برخاسته از فراز فزون خواهي برتري جويانه مالکان اراده هاست.

اين ديدگاه که اساس هر رفتاري که از عناصر تصميم ساز بازيها ( بازيکنان) سر مي زند, کاستن از تنشهاي ناشي از نيازهاي برآورده نشده است , با ماهيت بسياري از بازيها هم خواني ندارد . شايد نيازها را بتوان نخستين و بنيادي ترين انگيزه به شمار آورد و به عنوان شرط لازم شکل گيري بازيها قلمداد نمود , ليکن نمي توان پيچيدگي ذاتي و هوشمندانه بسياري از آنها را به خوبي توجيه کرد.

اطلاق واژه نياز به دستاوردها و هدفهاي استراتژيک با اشکالاتي همراه است :  

الف) به قدري مفهوم نياز را عمومي و گسترده ميسازد که توان تفکيک ويژگيهاي منحصر به فرد هر پيشامد احتمالي را از دست داده و در تحليل بازيها به سادگي از پيچيدگيهاي رفتاري و ذهني تصميم سازها صرف نظر مي نمايد .

ب) بازي را در حوزه غرايز محدود مي نمايد.

ج) نمود هاي مکانيزم خرد ورزانه تصميم سازي را کمرنگ مي سازد.

د) تعادل را در مقابل تکامل قرار مي دهد.

اما آيا تصميم سازي يک سازوکار خردورزانه است يا يک واکنش غريزي است؟ آيا مي توان در دنياي وحوش , بازيهاي هوشمندانه شکار و شکارچي را به صرف يک نياز غريزي تحليل نکرد؟ در حاليکه در الگوي رفتاري هر يک از آنها , نمادهاي تکامل يافته اي را مي توان ديد که از پشتيباني سيستمهاي بيولوژيک بسيارپيچيده اي برخوردار هستند. آيا مجاز نيستيم درحوزه مديريت نيروی کار صنايع توليدي از مدلهاي همزيستي و همکاري کلوني مورچگان الگو برداريم و هزينه هاي اتلاف منابع را به حداقل کاهش دهيم ؟  

جالب است گاهي شکارچيان دنياي وحش پس از تسخير شکار و طعمه آن را با ميل و اراده رها مي سازند. چرا؟ آيا مي توان اين رزمايش گربه سانان را در فرهنگ نيازها توجيه نمود.

بياني ساده تر :

در بازي شطرنج به دنبال ارضاء کدام نياز خود هستيم ؟ مسلما هر اسمي که داشته باشد يا با هر عبارتي که توصيف گردد, نمي تواند کليد صندوقچه استراتژي هاي برتر را در اختيارتان قراردهد. يکي از مسائل و موضوعات جالب در شطرنج , پارادوکس پيچيدگي مدلهاي استراتژيک در اين بازي و سادگي عناصر و هدف آن است. جالب تر اينکه گری کاسپاروف حريف قدرتمند رايانه شطرنج باز ( Deep Blue) اظهار می دارد که درهيچيک از بازيهايي که انجام داده است , بر اساس نتايج محاسبات رياضي تصميم نگرفته و به ذهن و احساس خود اتکا داشته است.

شايد اين تجربه را داشته باشيد که درسخت ترين شرايط بازي هنگاميکه ذهن خردورز و تحليلگرتان ناکام مانده و صحنه را رها مي کند. ناگهان با يک جرقه ذهني همه چيز حل مي شود . چه اتفاقي مي افتد؟ تحليل فرازماني ذهن ناخودآگاه يا واکنشي غريزي جهت کاستن از تنش نيازي کاذب ؟

استراتژی را زاييده خردورزي ذهن پويا بدانيم يا واکنش غريزه تحريک شده , پاسخي يکسان در موقعيتی ويژه است. تنها نمادها هستند که ماهيتهاي متفاوتي از کنشها و واکنشهاي انسان در بازيها ارائه ميدهند. بايستي اين نکته را عميقا درک نمود که واقعيت در وجوه مختلف منشور استراتژيها با هر چهره اي که نمود يابد , خواه به صورت مدلهاي محاسباتي وتحليلهای رياضي و خواه در چنبره مفاهيم پيچيده واژه ها و گزاره ها , اعتبار خود را حفظ کرده و ادراک را نخواهد فريفت. مدلها , الگوهايي از واقعيتها هستند که با نمادها شکل ميگيرند و از زاويه خرد ورزانه فرآيند تصميم سازي قابل بررسي و تحليل هستند .   

 

مدلها , مينياتوري از شرايط و موقعيتها

در اصل مدلها , نمادهايي هستند که بر اساس آنها مي توان الگوي ذهني استراتژيست را براي شرکت در فرآيند تصميم سازي شکل داد . تامين بهترين شرايط جهت دستيابي به سه ويژگي اصلي تصميم سازي يعني سرعت و دقت و تکرار ناپذيري منوط به انتخاب و شکل دهي مدلي مناسب است و استراتژيست بدون الگو گرفتن از مدلها توانايي گزينش استراتژي برتر را نداشته و به همين دليل در بيشتر تجربه هاي اول (در فقدان مدلي مناسب) با احتمال بالاتري شکست ميخورد. مدلها , نقشه گذر از لحظات تصميم هستند .

مزيت مدلها:

1-    سادگي مدلها در مقايسه با عناصر واقعي و ترکيب پيچيده آنها , امکان بررسي و تحليل شرايط را در زماني کوتاه فراهم مي سازد .

2-    نقش عوامل موثر بر ارزش بازي را تعيين نموده وعناصر بي اثر يا کم اثر  را مشخص مي نمايند.

3-    با تعبير , تفسير يا تحليل مدلها , امکان شناخت درستي از استراتژيهاي اتخاذ شده فراهم ميگردد ( به ويژه در استراتژيهاي جمعي). صدور "بيانيه ماموريت" پس از تعيين اهداف استراتژيک در سازمانها , بيانگر ويژگيهايي از مدل است که اهداف بر اساس آنها شکل گرفته و تصميم سازي شده است

4-    مدلها  فراتر از زمان, امکان بازسازي چيدمانهاي مختلف پيشامدهاي ناشي از ترکيب تصميم ها را فراهم مي سازد پيش از اينکه فاز برنامه ريزي و اجرا آغاز گردد.

5-    مدلها قادر به توجيه نحوه انتخابهاي  غريزي از گزينه هاي استراتژيک هستند.

گريزي به تعاريف جا افتاده :

{ انواع استراتژيها :

استراتژيهاي فردي : در بازيهاي تک بازيکن با هدف تامين منافع فردي شامل تمامي گزينه ها تصميم آن بازيکن ميگردد.

استراتژيهاي جمعي : در بازيهاي چند بازيکن تعريف مي گردد که با هدف توزيع منافع يا تامين سينرژيک سود , گروه ( تيمي) را تشکيل داده اند. همواره استراتژي هاي جمعي توسط تک تک بازيکنان هم تيم شکل نمي گيرد ليکن توسط اعضاء همگروه پذيرفته مي شود. غالبا استراتژي جمعي توسط موثرترين عضو يا اعضاء  تيم شکل گرفته , گزينش شده و توسط سايرين پذيرفته و صحه گذاري مي گردد. ميزان همکاري بازيکنان در گروه و وفاداري ايشان به استراتژی جمعي به منافعي که اين همکاري براي ايشان دارد در مقايسه با امتيازهاي استراتژی هاي فردي وي باز ميگردد.

سينرژي : منطقي است که بر اساس آن ارزش حاصل از جمع اجزاء از جمع جبري آنها بيشتر است.

مثال: در مقاومت مصالح , آب و پودر سيمان و شن به تنهايي تحمل پذيري هاي متفاوتي نسبت به اعمال بار دارند ليکن در نتيجه ترکيب و تشکيل بتن مقاومت آن با جمع مقاومت هر يک از اجزاء تشکيل دهنده قابل مقايسه نخواهد بود.   }

انواع مدلها :

1-    مدلها بر اساس ساختار رياضي و محاسباتي (تحليلي )

2-    مدلها بر اساس گزاره ها و مفاهيم آنها ( تفسيري )

3-    مدلها بر اساس نحوه ادراک عناصر تشکيل دهنده بازي بر اساس نمادهاي غريزي (تعبيري )

مدلهاي رياضي:

مدلهاي رياضي با پارامترهاي تصميم ( منابع ) , روابط بين آنها و هدفي که به صورت وضعيتهاي اپتيمم تعريف ميگردد, شناخته می شوند..

جهت آشنايي با اين مدلها و روشهاي تصميم سازي , مبحث پژوهش عملياتي ( OR ) را مطالعه نماييد.

مدلهاي گزاره اي:

در اين مدلها گزاره ها ( شامل واژه ها و ترکيب آنها ) مفاهيمي را القا ميکنند که در گزينش بهترين استراتژيها  راهگشا هستند. متداول ترين مدلهاي گزاره اي , ضرب المثلها , داستانها و افسانه ها هستند. گاه يک ضرب المثل مي تواند با اتکا به باور افراد, آنهارا براي اتخاذ يک استراتژي خاص ترغيب و يا منصرف نمايد. در بازيهاي مديريت مدلهاي گزاره اي در کنار مدلهاي رياضي ترکيب ايده آلي هستند که امکان اتخاذ بهترين استراتژي را فراهم مي سازند .

 نقش کلمه ها و ارتباط اين نمادها با عناصر واقعيي که ارزش بازي تابعي از تغييرات آنهاست و مفاهيمي که غالبا سعي در پيش بيني و پيش گويي ( برآورد) نتايج چيدمان پيشامدها دارند , به همان اندازه که سودمند هستند, مي توانند انحرافي و زيان آور باشند. محدود شدن در قالب مفاهيمي خاص که بر گرفته از پندارها و انگاره ها هستند ( مفاهيم سنتي و عرفي , اصول اخلاقي و ...) علاوه بر کوچک کردن دامنه تصميم سازي ( باحذف استراتژي هاي برتر به دليل مغايرت با مفاهيم اعتقادي يا فقدان استراتژي هاي برتر به دليل نا آگاهي و ناتواني ذهني در خلق فاکتور های متنوع تصميم )  در ارزش بازي نيز مي توانند موثر واقع شوند. از طرف ديگر آگاهي از مباني اعتقادي و باورهاي حريف  ميتواند موقعيت قابل پيش بينيي را در اختيارتان قرارداده و بازي را يک طرفه و به نفع شما آگاهانه نمايد.

مدلها همانگونه که راهگشا هستند در بسياري از موارد فريبنده و نا همگون با وضعيت بازي بوده و برآورد نادرستي از احتمال ترکيب گزينه ها و گزيده ها فراهم مي سازند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آذر1384ساعت 20:59  توسط افشین حقيقي   | 

ادراک بر اساس مدلها , استراتژی بر اساس برآوردهای خردگرايانه , تصميم سازی براساس نظريه بازيها

 

{ کارل پوپر سه جهان را معرفي مي نمايد :

الف) جهان فيزيکي اجسام ( با حاکميت بسيار محتمل قوانين فيزيک )

ب) جهان رواني تجربه هاي زنده (يعني تجربه هاي بي ميانجي و مستقيم ذهن انسان )

ج) جهان سوم شامل فرآورده هاي بخش انساني که محصولات و فرآورده هاي عيني روح انساني است. که علاوه بر محصولات مادي , بخش غير مادي آن نيز معتبر و واقعي مي باشد( مانند مسائل و مشکلات).

در گستره موجودات زنده فعاليت اصلي متوجه حل مسائل است و اين حل مسئله در همه موجودات زنده از طريق آزمايشهاي مداوم صورت ميگيرد: از طريق آزمودن , يافتن , منهدم کردن خطا و اين به معناي تاثير متقابل موجود زنده با زيستجهان پيرامون مي باشد. در اين تاثير متقابل گاهي آگاهي شروع به فعاليت مي نمايد . اين فعاليت مربوط به بخش زنده جهان اول بوده که به جهان دوم يعني جهان آگاهي ارتقاء يافته است . اما آگاهي به طور مداوم در حال حل مسئله نمي باشد . به عقيده پوپر , کارکرد اوليه آگاهي اين بوده است که موفقيت و عدم موفقيت را برآورد نمايد و در اشکال حسي مختلف ( شادي , درد و ...) به موجود زنده منتقل نمايد و بدينسان به او نشان دهد که در راه حل مسئله راه درستي را در پيش گرفته است يا خير . }

در تصميم سازی بر اساس نظريه بازيها ,  اندرکنش عناصرسه جهاني که کارل پوپر از آن نام مي برد عينيت مي يابند و ردپاهايي از آن را در صحنه اين تعامل مي توان يافت نمود : قوانين از جهان اول و تئوريها و فرضيه ها نتيجه جهان دوم و قراردادهاي اعتباري که محصول جهان سوم هستند.   

به نظر شما دربرآورد توزيع احتمال , استراتژيست بر اساس کدام يک از عناصر فوق آگاهي خود را شکل می دهد ؟

بازگشت به صحنه بازی:

پشت ميز شطرنج نشسته ايد و حرکتهاي گشايش انجام گرفته است. حرکت بعدی را چگونه گزينش ميکنيد ( يا مي سازيد)؟

اول اينکه شما قوانين بازی را پذيرفته ايد و به آن پايبند هستيد( قراردادهاي اعتباري) و مسلما مي دانيد. حرکتها تابع قوانيني است که فيزيک بازي اجازه مي دهد (مثلا جابجايي مهره ها محدود به يک صفحه چهارخانه است) و فرضيه ها و تئوريهاست که به شما امکان بهره برداري و خلق فرصتهايي را می دهد که می تواند در چارچوب قواعد و محدوديتهاي بازی به برد شما منتهی گردد.

کمی پيچيده تر:

ميزان همپوشاني برآورد يک استراتژيست از توزيع احتمالي شکل گيري يک ترکيب برد با توزيع احتمالي چيدمان پيشامدها تابع عناصر زير است :

1-    سطح آگاهي استراتژيست از قوانين جهان 1 ( قوانين فيزيکي )که در ساخت مدل مناسبي جهت درک موقعيتهاي واقعي بسيار حائز اهميت است و متقابلا بر اساس شناختی که از محدوديتها ميسر مي سازد , امکان پيش بيني گزينه هاي حريف را فراهم مي آورد. لازم به ذکر است که اين قوانين در شرايط عمومي نقض نا شدني بوده و پذيرش يا عدم پذيرش هر يک از طرفين بازی از اعتبار آن نمي کاهد و تقلب , قدرت اعجاز خود را از دست مي دهد.

2-    سطح آگاهي و حدود پذيرش قراردادهاي اعتباري ( قوانين مدني و قوانين اخلاقي).

3-    ميزان خلاقيت استراتژيست در شکل دادن فرضيه ها و تئوريهايي که توان توصيف و برآورد محتمل ترين ترتيب رخداد پيشامدها را داشته و امکان رهبري حرکتهاي متوالي را فراهم نموده و موثر بر برآيند تصميمهاي شکل گرفته در جدول استراتژيها جهت اپتيمم نمودن منافع بازي باشد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 0:28  توسط افشین حقيقي   | 

طعمه هاي لعنتي ماهيگير و ماهي هاي تحليلگر

در جدول استراتژيها ارزش بازي و احتمال دستيابي يا گزينش استراتژي خاصي كه تابع مخاطره را بيشينه نمايد، تعيين كننده سرنوشت بازي است . بنابراين همانگونه كه شناخت فرصتها و مقايسه ارزش بازيهاي مختلف (يا حركتهاي مختلف) مي تواند در گزينش استراتژي برتر مؤثر واقع شود ، دو فاكتور احتمالي نيز در امكان دستيابي و گزينش تركيب بهينه مي تواند مؤثر واقع شود . بايستي به اين نكته اشاره داشت كه اگرحريف را نسبت به ارزش و امتياز بازي ناآگاه فرض كنيم شرايط را بسيار ساده لوحانه تحليل كرده ايم . بنابراين بيشتر كسانيكه در بازيهاي مختلف وارد مي شوند ، مي دانند كه چه مي خواهند ليكن در مراحل مختلف بازي ( يا در حركتهاي مختلف يا در بازيهاي متوالي كه در تواترهاي مختلفي روي مي دهند ) نقش تعيين كننده را توزيع احتمال و برآورد اين توزيع ايفا مي نمايد . به عبارتي در تحليل هر تركيبي از اندركنش استراتژيها بايستي به دو نوع توزيع با ماهيتهاي زير توجه داشت :

الف) توزيع احتمال برد( يا باخت) با توجه به چيدمان پيشامدها در نتيجه تركيب مشخصي از گزينه ها توسط بازيكنان .

ب) توزيع احتمالي كه توسط تصميم ساز برآورد مي گردد.

در واقع بخش اول شامل آن چيزي است كه وجود دارد و بخش دوم شامل آن چيزي است كه توسط تصميم ساز از واقعيتهاي پيرامون برآورد مي گردد.

سئوال:

الگوي ذهني ما در تحليل بازيهاي مختلف تابع چه نوع توزيعي است ؟

اين الگوي ذهني چگونه مي تواند در بهره برداري از فرصتها ، برنامه ريزي صحيح و حركتهاي مناسبي را فراروي ما قرار دهد و همپوشاني درستي ازبرآوردهاي احتمالي ذهن ما با نوع توزيع احتمالي واقعيتهاي پيرامون صورت دهد؟

ريسك چيست؟

شايد بتوان ريسك را نوعي انتخاب استراتژي بر اساس برآوردهاي احتمالي تصميم ساز دانست هنگاميكه بدون توجه يا آگاهي از نوع توزيع احتمال بردچيدمان خاص پيشامدها اتخاذ شده باشد. بنابراين شايد بتوان ادعا نمود كه تصميم سازي وابستگي بيشتري با الگوي ذهني استراتژيست در برآورد توزيع احتمال در جدول استراتژيها دارد و سرنوشت بازي به همپوشاني درست توزيع احتمال و نوع برآورد وي از اين توزيع باز مي گردد.

الگوهاي ذهني سازنده مدلهاي يك تصميم ساز و كليد موفقيت وي هستند . كساني كه دنيا را سياه و سپيد مي بينند در برآورد احتمال كسب امتياز قائل به توزيع يكنواخت و مساوي احتمال برد و باخت هستند و انگيزه هاي ضعيفي در تدارك حركتهاي پي در پي داشته و تمايل بسياري در تعيين سرنوشت بازي در چند حركت نخست دارند. در بيشتر مواقع تحمل توالي حركتها را نداشته و غالبا به باخت مي رسند . در واقع توالي و پيوستار حركتها و بازي هاست كه منجر به تكامل استراتژيها و استراتژيستها مي گردد. توزيع يكنوخت احتمال براي هر پيشامدي برآورد نادرستي است كه به يكنواختي ارزشهاي نتيجه شده منتهي نمي گردد. زيرا اگر حريف ( مي تواند طبيعت باشد ) هيچگاه تابع اين توزيع نبوده و براي برد و باخت انگيزه ها متفاوتي دارد . اين طرز تفكر به معنا ناديده انگاشتن رقابت و تمايل به همزيستي مسالمت آميز است.

مثال توزيع برنولي :

اگرQ       احتمال برد    و  1-Q  احتمال باخت باشد. بيان مي دارد در هر حركت از بازي يا در هر بازي اگر بر اساس توزيع برنولي احتملات را برآورد نماييم با شانس Q برنده و با شانس 1-Q بازنده خواهيم بود. پس اين توزيع مفهوم بودن يا نبودن است.

استراتژيستهايي با تفكر برنولي تمايل دارند در هر بازيي برنده باشند و بدون توجه به مقدار ارزش هر بازي و بدون تحليل تعامل ها و پيچيدگي هاي زنجيره وار بازيها مي خواهند در هر بازيي برنده باشند . توزيع برنولي استراتژي بردهاي ناچيز است . براي بازيهايي كه يكبار انجام ميگيرد و نتيجه اي مستقل از ساير بازيها دارد . تفكر برنولي هيچگاه به درد بازار و تعاملهاي افراد در سازمان نميخورد زيرا در اين بازيها هيچگاه بازي تمام نمي شود بلكه هر حركتي سود و زيان خود را دارد . اين توزيع نمي تواند احتمال برد را در حركتهاي متوالي تضمين نمايد. ليكن در شرايط بحراني كه نياز به تصميم گيرهاي قاطعانه است برآورد توزيع برنولي بدون مصلحت انديشي به بهترين نتيجه منتهي مي گردد. شايد در بازي شطرنج اين تجربه را داشته باشيد كه در حركتي با گرفتن يك مهره از حريف ، بازي را ازدست داده باشيد. طعمه ها را بشناسيد و مدل مناسبي را در تحليل احتمال وقوع برآورد نماييد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1384ساعت 1:54  توسط افشین حقيقي   |