در دنياي مهره هاي سياه و سپيد، حركتها برگشت ناپذيرند. تعادل ، شكلي از پايداري يك سيستم سازگار است و هر اراده اي توان بر هم زدن آن را دارد. وضعيت تعادلي آتي سيستم كه پس از تغيير در چيدمان وضعيتها ، برهمكنش اجزاء و ماهيت آنها روي مي دهد ، بستگي بسياري به استراتژي اتخاذ شده تصميم سازان دارد و امكان كمي براي بازگشت به تراز هاي تعادلي قبلي خواهد داشت. در دنياي استراتژيك نيز هزينه هاي برگشت پذيري تصميم ها بسيار گزاف بوده و گاه رهايي از تنگناي موقعيتهاي بحراني به راحتي امكان پذير نيست. برهانهايي مي توان براي برگشت ناپذيري اغلب تصميم ها استدلال نمود:
1- ماهيت رقابتي بازيها سبب مي شود كه حريف هيچگاه به شما اجازه برگشت ندهد. حريف مترصد فرصتهاست و زماني كه استراتژي بردي در تركيب چيدمان پيشامدها برايش فراهم گردد ، بهره برداري خواهد نمود. در واقع با اتخاذ يك استراتژي روند تغيير پيشامدها از مرزهاي كنترل پذير شما خارج شده و بايستي در انتظار پيامدهاي آن باشيد ( به زمان بيشتر توجه داشته باشيد) .
2- ماهيت برخي تصميم ها به دلايل طبيعي برگشت ناپذير است. اگر مرگ يك گزينه باشد برگشت ناپذير است. شايد بتوان مطلوبيت طبيعت در افزايش آنتروپي را در هر گونه تصميم يا استراتژي كه تخريب، پراكندگي، بر هم خوردن نظم ( در صورتيكه به نظم جديدي منتهي نگردد) و آزاد سازي انرژي را در پي دارد ، مشاهده نمود . مسلما در خوشبينانه ترين حالت نيز آنچه روي مي دهد برگشت ناپذير است.
3- هزينه هاي برگشت پذيري يك استراتژي بسيار سنگين تر از خسارتهاي آن است. زماني كه يك بنگاه اقتصادي زاده مي شود ممكن است به هر دليلي نتواند برآوردهاي پيش هنگام اقتصادي طرح را در مورد دستيابي به بازار و سود آوري تامين نمايد و مجموعه را در مسير بي بازگشتي قراردهد كه هزينه هاي اعلام انحلال يا ورشكستگي در آنها بسيار بيشتر از هزينه هاي تحمل خسارتها و ضررهاي احتمالي باشد.
4- اعتقادات و باورهاي فردي و جمعي يك از عوامل تامل در استراتژيهاي فرتوتي است كه توانايي بازگشت از حيطه هاي تحريم را ندارند. سخت است كه در دنياي سرمايه داري بتوان انتظار داشت كه تعصبها و آرمانها ، نقشي در تصميم سازي داشته باشند اما واقعيت اين است كه در بهترين حالت نيز كه ذهن خردورز پرده هاي بايد ها و نبايدهاي ديگر را دريده است ، خود تائويي از باورهاي كوري شود كه عملا امكان پذير ترين راههاي بازگشت را به كوره راههاي غير قابل گذر مبدل سازد و در برابر خلاقيت مرزشكن ذهن هاي پوينده تصميم سازان ، ديوار هاي پولادين تعصب را بر افرازد.
5- موازنه اعتماد و رقابت معناي سترگ اعتبار است. هراس از انتقام و تغيير سطح ريسك بازيها از ديگر عوامل برگشت ناپذيري استراتژيهاست. دلايلي كه شما را به يك بازي دعوت مي نمايد علاوه بر مقدار امتياز برد ، پيامدهاي باختهاي محتمل و ريسك تحقق پذيري آنهاست. مسلما در صورت تغيير ريسك بازي ، هوشمندانه آن است كه همه چيز بازبيني گردد. در تجارت سنتي جهت كاهش هزينه هاي اعتماد سازي ، كاغذ بازي هاي رسمي و ثبتي جاي خود را به مبادلات اعتباري شهودي مي دهند و طرفين از ترس انتقام و باختهاي كلانتر ، قانون شكني نكرده و اصالت اعتبار را در اين رقابت توافقي خدشه دار نمي سازند حتي اگر بدانند كه تغيير در روش معامله ، سود هنگفتي مي تواند داشته باشد. جداسازي ابزار تامين اهداف از ماهيت هدفها ارتباط بسيار نزديكي با سطح ريسك بازيها دارد. پارادوكس رقابت و اعتماد در هر بازي در نتيجه بافت شبكه اي بازيها و زنجيره تصميم سازي آنهاست كه قابل توجيه است.
6- ماهيت بسياري از بازيها به شكلي است كه حريفان بدون آگاهي كامل رقابت مي كنند و از شرايط تصميم سازي ديگري اطلاع كاملي نداشته و بر اساس برآوردهاي خويش ، پيش بيني هايي نسبت به استراتژي حريف دارند. ميزان هم پوشاني وضعيتهاي پيش بيني شده و واقعيتها ، سطح موفقيت تصميم ساز را براي تقابل و شكل دهي استراتژي برد تعيين مي نمايد. اما با علني شدن يك استراتژي ، بازي يك طرفه آگاهانه شده و فرصت را به استراتژيستهايي مي دهد كه در كمين گاه نشسته اند و حركتهاي حريفان را مي پايند. در دنياي وحوش كافي است شكار، حضور شكارچي را در نخچير حس كند ، ديگر همه چيز تمام است.
لحن صدا ، نمودهاي هيجاني چهره ها و رفتارها و گقتارها ، از پيش درآمدها و نمادهاي تصميم ها و گزينش ها هستند. براي موفقيت بايستي با كنترلي بسيار ، اين پيشقراولان تصميم ها را در كمينگاهشان تا روز موعود نگه داشت و هوشمندي حريف را در آگاهانه تر كردن بازي به چالش كشيد.
7- از سهامداران اهداف با مطلوبيتهايشان نبايستي غفلت كرد. اين شركا هنگامي كه در فضاي يك تصميم به منافع خود مي رسند ، هيچگاه اجازه عقب نشيني يا بازبيني در تصميم را نمی دهند. به ويژه در اهداف تبهگن كه سايه هاي پر تلاشي از تصميم هاي نادرست شما پشتيباني مي كنند و در برابر تغييرات استراتژيك با شما در تعارض مي باشند. برگشت پذيري از اين تصميم ها در واقع شركاي اهداف تبهگن را به رقابت وا مي دارد.
در بخش بعدي به معرفي تكنيكهايي جهت برگشت پذيري تصميم ها مي پردازم.

