آينده پسرونده است و اصالت خود را در گذشته جستجو ميكند.
جان نايس بيت، آينده شناس
سیستمهای سریع ( جامعه سریع ‘ پردازشگرهای سریع ‘ سیمولاتورهای سریع ) قدرت بازسازی و شبیه سازی فضاهای واقعی تصمیم سازی را دارند . اين فضاهاي كاذب يا نمونه آماري قابل قبولي از جامعه آماري مورد تصميم هستند يا به نحو مورد پذيرشي ساماندهي شده اند و خصوصيات مشابهي با سيستم پيچيده اي دارند كه بستر تصميم سازي را مي سازد و يا پيش مدل خامي هستند كه در جريان سريع و مينياتوري تكامل خود روند كند تكاملي شكل گيري مدلهاي پيچيده و اصلي تصميم سازي را شبيه سازي مي كنند. اين سامانه ( كه مي تواند ارگانيك و زنده باشد) با سرعت واكنش بالايي امكان آينده نگري سيستمهاي بزرگتر با سطح نسبتا قابل قبولي از پيچيدگي را فراهم مي آورند. زياد پيچيده نيست. هميشه نياز به تجهيزات فوق مدرن الكترونيكي و رايانه اي ندارد. گيج كننده است اما شگردي است كه گاه در روابط رقيبانه خويش به كار بسته ايد.
مثال1 : مي خواهيد در مورد تصميم بزرگي با مرد اول تصميم سازي گروه (يا خانواده خود) چالشي داشته باشيد. پيش از ايجاد بستر براي آغاز بازي اصلي در گزينش گزينه هاي مطلوب ، با توجه به عناصر چهره حريف و نحوه واكنشهاي وي به رفتار هاي هيجاني ، سناريويي را طرحريزي مي كنيد كه در آن سيستم پاسخ و شيوه بازي وي را برآورد نماييد. سناريويي كه شايد اصلا ربطي به استراتژي رقابتي شما در بازي اصلي ندارد. سپس در ازاي نوع واكنش وي ، تصميم به انجام يا انصراف از بازي مي گيريد، بدون اينكه حريف از اين جريان اطلاع پيدا كند. (شگرد محك زدن ) . شما در اينجا با طرحريزي يك سناريو ، فضاي كاذبي را ايجاد نموديد كه با سرعتي بسيار زياد توانست با سوژه اصلي ارتباط برقرار كند و پيش بيني نسبتا قابل قبولي از رفتار سيستم هيجاني وي ارائه نمايد، بدون اينكه بازي اصلي انجام گرفته باشد.
مثال 2: شايعه سازي ، شگرد خلاقانه اي در ايجاد يك فضاي اطلاعاتي كاذب ساماندهي شده جهت برآورد رفتار استراتژيستهاي كوچكي است كه انرژي سينرژيك فوق العاده بالايي دارند.
چند دليل براي اين رويكرد جالب در تصميم سازي وجود دارد :
1- هزينه خسارتهاي ناشي از برگشت ناپذيري تصميم ها در قبال هزينه هاي ساخت يا سازماندهي يا ساماندهي اين سامانه يا سيستم شبيه سازي شده بسيار اندك است.
2- ناتواني رياضي در تحليل سيستمهاي پيچيده كه بتواند بدون ايجاد تركيبي از شرايط اصلاح شده و فرضهاي تعديل شده ، برآورد نسبتا صحيحي از رفتار سيستم در آينده ارائه نمايد.
3- همه تصميم سازان متخصصان رياضي و آمار نيستند.
4- سرعت بسيار بالاي سيستمهاي سريع در شبيه سازي فضاي تصميم و برآورد واكنش سيستمهاي كلان تر گاه از محاسبات پيچيده ابر رايانه ها نيز جلو تر است.
5- سطح خطا پذيري اين نوع تحليل غير رياضي در مقايسه با آناليزهاي مرحله به مرحله آماري با فرضهاي تعديل شده ، امكان ريسك بهره برداري از اين شگرد را فراهم آورده است.
6- سيستمهاي سريع ، راهكاري است كه تصميم سازي را به مهارت تبديل مي كند و بخش هوشمندانه بازي را با توانايي هاي ارگانيك انسان ( يا هر تصميم ساز) پيوند ميزند. آتش نشان ها در لحظه اي وقوع آتش سوزي و مهار آتش گاه تصميم هاي فوق العاده سريع و هوشمندانه اي مي گيرند. اين تصميم ها نتيجه اندركنش آنها با شرايط نيست بلكه مهارتي است كه در ان لحظات كمتر به ذهن كار دارد و بيشتر يك فرآيند غير هوشمندانه است.
7- آينده اي است كه در مشت سازندگان فضاهاي كاذب شكل مي گيرد بسيار كمتر از تحليلهاي فرا واقعي رياضياتي و آماري انفعالي است. در تحليلهاي رياضي فرآيند تحليل هاي رياضي داد ها را دريافت نموده و در خروجي نتيجه تحليل را ارائه ميدهد. كيفيت دخل و تصرف در داده ها جهت جوابگويي مكانيزم اين فرآيند تنها مورد تجاوزگرانه رياضي است.
آنچه در فضاهاي كاذب بورس مي گذرد ، بستري از يك سيستم سريع براي تحليل نظريه هاي اقتصادي است . شايد بتوان روند كند بازار ( به ويژه بازار سنتي ) را با تغييرات بسيار پويا و سريع سود وزيان در متغيرهاي بازار بورس جبران نمود و امكان بازسازي و آزمودن نظريه هاي كلان تر را فراهم آورد. شايد بتوان با ايجاد موشهاي كاذب آزمايشگاه هاي رواني امكان بررسي و تحليل بسيار سريع و بي خطر تصميم هاي اجتماعي را با حداقل هزينه تامين نمود. شايد بتوان تاريخ تمدن را در ابعاد مينياتوري بازسازي كرده و در جريان سريع زمان ، تصميم سازان بزرگ را در ساخت و گزينش استراتژي هاي سياسي ياري نمود. شايد بتوان با ايجاد سيستمهاي سريع ، آينده نزديك را در چنگال خويش فشرد و به آناني كه نگران پيامد استراتژي هاي گزينشي خويش هستند و نوسان هاي ناخواسته وزن هاي احتمالي استراتژي هاي خود را در تونل زمان تحمل مي كنند ، مستانه خنديد.


