تعامل هاي فرد و ائتلاف (1)
برداشت اول
N نفر دور يك ميز نشسته اند. آنها مشغول بحث و گفت و گو هستند. همه آنها سيگاري هستند. اما هيچ يك از آنها نمي داند كه آيا بقيه سيگاري هستند يا نه. بحث داغ مي شود. تك تك آنها هوس سيگار كرده اند. اما چون هر نفر حدس مي زند كه N- 1 نفر باقي مانده سيگاري نيستند سيگار خود را از پاكت در نمي آورد. بالاخره در پايان بحث نفر i ام به خود جرات مي دهد و سيگاري را روشن مي كند. N-1 نفر باقي مانده هيچ مخالفتي نداشته و به ترتيب سيگار هاي خود را از پاكت در آورده و روشن مي كنند. دود اتاق خود را فرا مي گيرد و همه خوشحال مي شوند.
البته تا حدودي هم افسوس مي خورند كه چرا در ميانه بحث سيگار نكشيدند.
برداشت دوم
N نفر دور يك ميز نشسته اند. آنها مشغول بحث و گفت و گو هستند. بحث داغ مي شود. نفر i ام سيگاري است. اما N- 1 نفر باقي مانده هيچ يك سيگاري نيستند. البته آنها نمي دانند كه در اين جمع فقط يك نفر سيگاري است. فرد سيگاري كه هوس سيگار كرده است از فرد j ام مي پرسد كه آيا با سيگار كشيدن او مخالفتي دارد يا نه. وي در جواب مي گويد كه اگر N- 2 نفر باقي مانده مخالفتي نداشته باشند من هم مخالفتي ندارم. فرد سيگاري پس از پرسيدن نظر N- 1 نفر بالاخره سيگارش را روشن مي كند. N-1 نفر باقي مانده به ناچار دود و بوي بد سيگار را تحمل مي كنند. به غير از نفر i ام همه ناراحت مي شوند. البته تا حدودي هم افسوس ميخورند كه چرا مخالفت خود با سيگار كشيدن را بيان نكردند.
(پيشتر با كسب اجازه از دوست گراميم در ( دروس آموخته) كه از قالب وبلاگ ايشان در ارائه مطلب فوق بهره گرفتم)
دو حالت مختلف در برداشتهاي اول و دوم مطرح گرديده است . در برداشت اول ، فرد و گروه داراي مطلوبيتهاي يكساني هستند و همگي پايبند به ارجحيت استراتژي ائتلاف بر استراتژي فردي مي باشند . ليكن هنوز ائتلاف به درستي شكل نگرفته است. در برداشت دوم تعامل فرد و گروه در رابطه با كشيدن سيگار رقابتي است و عدم شكل گيري ائتلاف فرصتي است بر ارجحيت استراتژي فردي در بازي و مغلوب شدن گروه ( نه ائتلاف) در برابر شگردي كه فرد براي كسب مطلوبيت خويش به كار مي گيرد.
در رابطه با برداشت اول:
يك اصل اخلاقي مبتني بر " احترام به سلامتي گروه و نكشيدن سيگار " مانعي است كه پتانسيل لازم را از گروه جهت تشكيل ائتلاف مي گيرد و در برابر اصل "احترام به نظر عمومي" مي تواند ، مقاومت نمايد . در واقع هر فردي از اين گروه با اتكا به اصل اخلاقي فوق مي تواند مانع سيگار كشيدن گروه شود ، حتي اگر اين گروه ائتلافي تشكيل داده و مطلوبيت خود را بر كشيدن سيگار قرار داده باشند. آنچه مسلم است تا قبل از روشن شدن سيگار اول ، فرض CAB (هماهنگی مستمر در عقیده ) وجود دارد اما در برداشت اول CAB ارجحیت با اصل " احترام به سلامتی گروه و نكشيدن سيگار " و در برداشت دوم ارجحيت با اصل " احترام به نظر عمومي " است . اما نقطه ضعف (يا شاید قوت) اصل " احترام به سلامتي گروه و نكشيدن سيگار" در اين است كه اعتبارش منوط به وجود يك نفر، مخالف سيگار كشيدن است. بنابراين براي كشيدن سيگار يا بايستي فرض CAB را ناديده گرفت كه مسلما جدول استراتژيك را دستخوش تغييرات غير قابل پيش بيني مي نمايد و يا بايستي از وجود نداشتن فرد مخالف در گروه اطمينان حاصل نمود.
پيامد هاي ناديده گرفتن CAB :
1- چه به اختيار اين هماهنگي در عقيده وجود داشته باشد و چه به اجبار اين پايبندي تحميل شده باشد، نمي توان از منافع مدني ديگري كه ناشي از CAB ( احترام ديگران به عقايد و منطق پذيرفته شده گروه) است ، چشم پوشي نمود. ( مثل امنيت)
2- ناديده گرفتن CAB مي تواند انتقام گروهي با هزينه هاي بسيار را در پي داشته باشد . زيرا حتي اگر اكثريت گروه انتقام گيرنده خود سيگاري باشند، ليكن به دلايل ديگري اجتماعي تمايل به بازي در چار چوب عقايد و منطق مرسوم را دارند و برقراري فرض CAB را دارند. فرض CAB همواره در بازي هاي استراتژيك موقعیتهای قابل پيش بيني را فراهم نموده و تامين كننده وضعیتهای متعادل NASH مي باشد.
براي مورد دوم چند پيشنهاد مطرح مي گردد:
1- همه پرسي در رابطه با مخالفت يا موافقت با موضوع فوق . اين همه پرسي مي تواند تا جايي ادامه يابد كه اولين نفر مخالفت خود را اعلام نمايد. اما همه پرسي در هر موقعيتي توصيه نمي گردد. زمانيكه گروه مخالف هنوز تشكيل ائتلاف نداده باشند و پتانسيل كافي جهت مخالفت و اعتراض برايشان فراهم نشده باشد ، مي توان از فرصت فوق براي تحقق استراتژي فردي بهره برداري نمود ( همچون حالتي كه در برداشت دوم مطرح گرديده است).
2- آغاز فاز صفر پروژه و نمايش نمودهايي كه نشان دهنده اقدام استراتژيك باشد. مسلما اگر جنبه هاي تبليغاتي مناسبي داشته باشد با كمي هزينه مي تواند در شناسايي هويت مخالف كمك نمايد. در محيط هاي رعب و وحشت و با هويتهايي كه شخصيتهاي برونگرايي ندارند اين مانور موثر است.
3- انتخاب و تشويق يك پيشمرگ جهت بروز رفتاري كه نمود يك اقدام استراتژيك باشد و بتواند محك خوبي از فرد مخالف و پتانسيل تعامل رقابتي وي فراهم آورد. انتخاب فرد " پيشمرگ " خيلي مهم است و با توجه به تجربيات فردي نياز به توضيح بيشتر ندارد. در اين حالت مطلوبيت در قالب يك هدف تبهگن تامين مي گردد.
4- بازي كذايي در قالب فرد مخالف جهت شناسايي افراد مخالف و محك زدن پتانسيل مخالفت ايشان و يافتن راهكارهايي كه بتواند ارجحيت اصول اخلاقي را در برقراري شرايط بروز رفتار استراتژيك فراهم آورد.
در بخش بعدي شگردي را كه فرد در برداشت دوم اتخاذ نمود ، در قالب جداول استراتژيك تحليل مي نمايم.


