نظریه امکان و نظریه بازی فازی
بازي جذاب و خطرناكي با معيارها
آنچه در بازي ها، تصميم يك DM( تصميم گيرنده ( را قابل پيش بيني مي نمايد، ساختار منطقي وي است. به ويژه اين پيش بيني پذيري براي تصميم گيرنده اي كه الگوهاي ذهني تردي (crisp) را به اشتباه وارد حوزه استراتژيك نموده و موجوديت عناصر تصميم را با فشار دگمه هاي صفر و يك به بازي مي گيرد، بيشتر است. محدوديتها ، معيارهاي غيررقابتي بازي و اهميت آنها در برابر معيارهاي رقابتي بازيها، اهداف و قابليتهاي ذهني بازيكنان از مهم ترين ويژگيهايي است نقش مهمي در پيش بيني پذيري تصميم هاي تصميم گيران و بازيگران دارد.
نظريه امكان براي هر گزينه اي كه بازيكنان مي توانند انتخاب نمايند درجه اي از امكان را نسبت مي دهد وترمهاي امكان پذيري هر گزينه به عنوان يك متغير طيف گسترده اي از "محال" تا "قطعي" را پوشش مي دهد. اما آنچه در شكل گيري تابع سازگاري اين ترمها تاثير گذر است، معيارهايي است كه به عنوان ورودي پذيرفته شده فرايند تصميم بر ساختار امكان پذيري هر گزينه موثر مي باشند. يكي ديگر از وروديهاي تاثير گذار بر امكان پذيري يك گزينه، محدوديتها است.
بياييد تا اينجا يك همگرايي ذهني با كلمات كليدي ايجاد كنيم: تصميم گيرنده، گزينه، درجه امكان، محدوديتها، معيارها، پيش بيني پذيري، بازي
نقش معيارها:
وقتي اهداف و استراتژي ها طرحريزي مي شوند، براي محيط هاي مختلف تصميم ،معيارها شكل مي گيرند. معيارها چكيده و برگرفته اي از انگيزه ها، اهداف، پيشينه هاي محيط تصميم، اعتقاد ها و باورها، فرهنگ، دانش و اطلاعات هستند. آناني كه توان تحليل پايين تري دارند تابعيت دگم تري از معيارها دارند. پس به جاي اينكه براي هر بارتصميم در هر محيط تصميم گيري به تحليل هاي ذهني رجوع كنيم و عناصر اين محيط ها را با داشته هاي ذهني خود از گذشته و حال و انتظارات خود از آينده بررسي نماييم، مفاهيمي ايجاد نموده ايم كه همچون پازل امكان قطعه بندي و انطباق بين قضاوتهاي ذهني و خواسته هاي ما را فراهم مي نمايد. اين مفاهيم معيارها هستند. معيارها چه به صورت كمي و چه به صورت كيفي در واقع حضوري عيني از تمايلات ذهني ما هستند. وقتي معياري در محيط تصميم تامين گردد،به معناي برآورده شدن تمايلات ذهني و اهداف است. پس معيارها به عنوان مفاهيم جايگزين بايستي به درستي و با انطباق پذيري بالايي با عناصر ذهني شكل بگيرند.
اعتبار معيارها :
اولين و اصلي ترين عامل اعتبار هر معياري عيني بودن و امكان تحقق آن در محيط تصميم است (امكان پذيري) و دومين عامل اعتبار درجه انطباق آن با تمايلات ذهني است. به دليل وجود متغيرهاي زباني و عدم قطعيت در اين عوامل اعتبار، ديگر نمي توان معيارها را به عنوان يك ورودي ترد(Crisp) در محيط تصميم وارد نمود و آن را از تحليلهاي منطق فازي در امان نگه داشت.
رويارويي معيارها :
در تحليل عوامل دوم امكان تحقق (امكان پذيري) هر معيارغير از محدوديتهاي فيزيكي ناشي از ماهيت خود معيار، بايستي به تناقض ساختاري و محدوديتهايي اشاره داشت كه در تحقق همزمان دو يا چند معيار تاثير گذار هستند و ديناميك ساختاري آنها در محيط تصميم به شكلي است كه دستيابي به شاخص هاي بالاي يك معيار به معناي كاهش در شاخص هاي معياري ديگر است و در واقع معيارهاي خود تصميم گيرنده تعاملي رقابتي براي حضور و عيني شدن دارند. عوامل درجه دوم نيز نشان دهنده فازي بودن معيارها در محيط تصميم است. اگر هر معيار را برگرفته از واحد هاي مختلف تصميم گيرنده بدانيم، مي توانيم با تحليل كارايي كل سيستم در رابطه با معيارهاي زير سيستم قضاوتهاي صحيح داشته باشيم.
راه حل اول (نگرش ترد):
گام اول: شناسايي معيارها غير ممكن و غير محتمل و يا كم محتمل براي زير سيستمهاي محيط تصميم و حذف آنها
گام دوم: شناسايي معيارهاي با ديناميك متضاد و متناقض با درجه تناقض هاي مختلف و انتخاب معيارهاي مهم تر و كنار گذاشتن معيارهاي غير مهم كه التبه پيامد آن رشد سرطاني زيرسيستم هاي ترجيح داده شده به ساير زير سيستم ها است..
گام سوم: ايجاد همگرايي در معيارهاي باقي مانده جهت بيشينه نمودن پيامد بازي در محيط تصميم و جلوگيري از رقابتي شدن تعامل زير سيستم هاي محيط تصميم
گام چهارم: وارد نمودن معيارها به فرايند تصميم
گام پنجم: تصميم گيري ضمن تحليل استراتژي حريف
توجه نماييم كه حذف يك معيار از يك محيط تصميم به دليل ساختار جبراني معيارها نبوده است. در اينجا بحث در رابطه با مدلهاي غير جبراني است.
راه حل دوم (نگرش فازي):
گام اول: شناسايي محدوديتهاي معيارهاي مختلف جهت عيني شدن در محيط تصميم
گام دوم: تحليل امكان پذيري تحقق هر يك از معيار در محيط تصميم و بررسي ايجاد همگرايي در معيارها با استفاده از كنترلهاي فازي
گام سوم: بررسي ديناميك تغييرات امكان پذيري معيارها با توجه به شرايط محيطي و ماهيت ساختاري معيارها و گزينه هاي امكان پذير
گام چهارم:بكارگيري عملگرهاي اجتماع و اشتراك در تحليل امكان تحقق همزمان معيارها و يافتن گزينه هاي مرتبط با هر نتيجه هر عملگر فازي.
وقتي عملگر اجتماع را به كار ميگيريم به دنبال امكان پذيري تحقق حداقل يكي از معيارها در محيط تصميم هستيم و زماني كه عملگر اشتراك را به كار مي گيريم به دنبال امكان پذيري تحقق همزمان دو يا چند معيار در محيط تصميم فازي هستيم.
گام پنجم: بررسي امكان پذيري همزماني تحقق معيارها در محيط تصميم با توجه به نتايج امكان پذيري دو عملگر گام چهارم و تحليل ديناميك تغييرات امكان پذيري در فاصله زماني مجاز تصميم جهت دستيابي به بالاترين كارايي در سيستم تصميم.
گام ششم: تصميم گيري
نتايج:
1- گذشت زمان مي تواند با تغيير شرايط محيطي امكان پذيري تحقق همزمان معيارها را فراهم نمايد و از سوي ديگر امكان تحقق همزمان معيارهاي حريف را كم كند و اين تاخير و تقدم در تصميم گيري تاثير بسياري بر پيامدهاي بازي مي تواند داشته باشد. همواره مي توان اميدوار بود كه با كمترين هزينه، به بيشترين برد دست يافت حتي اگر اين امرامروز امكان پذير نباشد، فردا حتما ميسر مي شود. اين بازي هميشگي سياست است.
2- همواره عملگرهاي فازي در ذهن تصميم گيرندگان حرفه اي در حال تحليل امكان پذيري تحقق همزمان معيارها است. برخي از بازيكنان نميخواهند و يا نميتوانند دستچين تك محصولي از سيستم تصميم داشته باشند. آينده نا مطمئن را بايستي فراتر از اميد و نااميدي تحليل كرد. آنچه از پارادوكس پيراندو مي توان برداشت كرد در واقع تاييدي بر اين نگرش فازي است. پايان خوب در پايايي بازي است اگر امكان ادامه بازي را به حريف داديد،منتظر باخت باشيد. در سياست اگر حريف بازنده شده باشد بايستي امكان بازي مجدد را از وي گرفت.
3- در بازي، شرايطي محيطي كه باعث تقدم و تاخر در همزماني تحقق معيارها مي شوند، فرصتها و تهديدهاي ما را شكل مي دهند. يك جنبه از بازي، گرفتن فرصتها از حريف با ايجاد تغيير در شرايط محيطي جهت تغيير در تابع سازگاري ترم امكان تحقق معياري خاص است تا امكان پذيري معيارها را جهت تحقق همزمان با مشكل مواجه نمايد. اين استراتژي در واقع با به گرو گرفتن ابزارهايي كه امكان تحقق معياري خاص را براي بازيكن فازي فراهم مي نمايد، عملي مي شود. حالتهاي آچمز در شطرنج در واقع نوعي تغيير در امكان پذيري حفظ مهره هاي ارزشمند در برابر بردهاي كوچك در صحنه بازي است. در سياست معيارهاي متفاوتي از بيشينگي منافع، معيارهاي مشروعيت،معيارهاي قدرت،معيارهاي اعتبار و معيارهاي اقتصادي وجود دارد كه دست بازيگر براي جلوگيري از تحقق همزمان معيارها ، با تغيير شرايط محيطي ، به سوي يكي از آنها دست درازي مي كند. در سياست نمي توان همزماني تحقق معيارها را مد نظر نداشت. سيستم سياست يكپارچگي تفكيك ناپذيري دارد كه شايسته پيچيدگي هاي مفهومي محيط آن است.
4- خيلي از بردها در بازيها به دليل چشم پوشي حريف از دستيابي به معياري خاص انجام گرفته است. با اينكه اين تلفيق ترد و فازي در بازي ممكن است به حساب آماتور بودن بازيكن گذاشته شود ولي به هر حال باعث برد مي شود. اين بردن شبيه برد بازيكنان آاماتور شطرنج در برابر بازيكنان حرفه اي است. بازيكناني كه به جاي بردن سعي در حفظ مهره هاي ارزشمند خود دارند و نتيجه بازي را فداي تحقق اين معيار مي نمايند. انتحار، ترور، شورش زماني اتفاق مي افتد كه سيستم تصميم گيري حرفه اي از عناصر آماتور براي تغيير وجوه سياسي و ضربه به نقاط ضعف ساختار قدرت استفاده مي كند. بهترين استراتژي ايجاد استنتاج هاي منطقي و كشاندن ذهن بازيكنان به استدلال هاي منطقي در بازي است تا با غلبه نگرش فازي بر نگرش ترد، براي برخي از معيارهاي حياتي بازيكنان آماتور، درجه اي از امكان پذيري ايجاد شود و بازيكن تمايلي به حذف هيچ يك معيارهاي تصميم گيري خود نداشته باشد. اگر نتوان بازيكنان را به منطق فازي دعوت كرد تنها راه مقابله چشم پوشي از مهره هاي ارزشمند و سپردن بازي به دست مهره هاي از پيش سوخته است.
در زندگی بازیهای بسیاری انجام میدهیم ‘ خواه برای سرگرمی و کودکانه ‘ خواه برای سوداگری و سود آوری ‘ یا حتی عاشقانه‘